close
تبلیغات در اینترنت
تاریخچه روحانیت و لباس روحانیت
واژه روحانيت به معنای «روح محوری» در برابر «جسم محوری» است. گاهی اين اصطلاح به جای واژه «عالم دين» و يا «دين شناسی» و نظير آن به كار مي‏رود كه چندان رسا نيست
مطالب مربوط
چرا برای سلامتی امام زمان (عج) دعا می كنیم؟
جهان پس از ظهور امام زمان (عج)
«ياوران دجال» اولين نرم افزار رايگان و جامع ضد وهابيت
نرم افزار رايگان و جامع ضد وهابيت
ای مردم! ای جوانانان! نوبت جهاد ماست!
اصحاب و یاران امام زمان (عج) چگونه به امام ملحق می شوند؟
اعمال شب و روز نیمه شعبان
حدیث شماره سه درباره نیمه شعبان
هر قوم چگونه منجی اش را یافت؟
سفارش امام رضا (علیه السلام) در شب نیمه شعبان
تاریخچه روحانیت و لباس روحانیت

http://www.8pic.ir/images/tfpqz0ucxkwf3z5bact3.png

واژه روحانيت به معنای «روح محوری» در برابر «جسم محوری» است. گاهی اين اصطلاح به جای واژه «عالم دين» و يا «دين شناسی» و نظير آن به كار مي‏رود كه چندان رسا نيست، چنانكه برخی از اصطلاحات زمان‏های پيشين چون «آخوند» (پيشوای مذهبی يا دانشمند) و «ملا» (درس خوانده) نيز چندان رسا نبود و علاوه بر نداشتن دلالت لازم بر مراد، گاهی با تحقير و توهين دشمنان دين و روحانيت همراه بود.

رویداد کامل متن در ادامه مطلب

در فرهنگ قرآن و اهل بيت‏(ع) در مورد دين شناسان و ادامه دهندگان رسالت پيامبران واژۀ «عالم» به كار رفته و با القابی چون «وارثان پيامبر»، «جانشينان پيامبر»، «دژهای اسلام»، «صاحبان فهم عميق»، «منذران قوم» و... به آنان اشاره شده است. اما از نظر اصطلاحی، روحانی يا عالم دينی به معنای «دين شناس و دين دار عصر خويش، الگوی عينی اجرای دين و هادی جامعه و ناظر بر اجرای دين به منظور عروج در رسيدن انسان به كمال نهايی است».

ويژگي‏های روحانيت

ويژگي‏های روحانيت عبارت است از: 1. اسلام شناسی 2. زمان شناسی 3. شايستگی برای فهم دين و تبليغ و تبيين آن، 4. تبلور دين در ظاهر و باطن، 5. صلاحيت برای اجرای دين در عرصه اجتماع، 6. شايستگی برای هدايت و نظارت بر اجرای دين. ر.ك: محمدجواد حيدری كاشانی، مجموعه امام خمينی و حكومت اسلامی، ج 8، ص 166 ـ 16

مقايسه روحانيت در اسلام و مسيحيت

{ با بررسی ويژگي‏های روحانيت در دين مسيحيت در مي‏يابيم كه بين اين دو اصطلاح (روحانيت در اسلام با روحانيت در مسيحيت) اختلافات ماهوی متعددی وجود دارد كه به هيچ وجه قابل اقتباس از ديگری نيست:

1. روحانيت در مسيحيت، تنها مقام صاحب اعتبار در مسايل دينی و رابطه و واسطۀ خدا و انسان به شمار می آيد كه به نوعی از عصمت و قداست خاصی برخوردار است. كمتر به جنبه عملی و معرفتی اخلاقی و علمی او توجه مي‏شود و به عنوان يک طبقه ممتاز از ساير طبقات شناخته مي‏شود. به خلاف روحانيت شيعه كه بر بعد معرفتی و علمی او توأم با بُعد اخلاقی و عملی توجه مي‏شود و... . ر.ك : مهندس جلال الدين آشتياني، تحقيق در دين مسيح، ص 409.

2. مطالعۀ تاريخ به روشنی بيانگر اين مطلب است كه علمای شيعه در برابر مبلغان مسيحی، موضع‏ گيري‏های متعددی داشته و كتاب‏های بي‏شمار در جهت مقابله با ترويج عقايد و افكار آنان نگاشته‏ اند. نتيجه اينكه هر چند استفاده از واژۀ روحانی دربارۀ عالمان شيعه رسا نيست؛ اما نگاهی به كاركردها و ويژگي‏های روحانيت مبيّن اين حقيقت است كه روحانيت در اسلام ربطی به روحانيت در مسيحيت نداشته و از صدر اسلام عالمان دينی همواره حضور داشته‏ اند. ر.ك : رسول جعفريان، دين و سياست در دوره صفوي، ص 301

http://www.8pic.ir/images/c0inxug6z9mgh25vtyt9.png

لباس روحانيت

يكم. اين نوع لباس از زمان پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) رايج بوده است و آن بزرگواران، چنين لباس مي‏پوشيدند.

دوم. عمامه بر سر بستن، از مستحبات بوده و تأكيد فراوانی بر آن شده است. احاديث متعددی در اين زمينه از حضرت رسول اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) وارد شده است؛ از جمله:

امام رضا(ع) مي‏فرمايد: «حضرت رسول(ص) عمّامه بر سر بستند و يک طرف آن را به جلو و طرف ديگر را به عقب انداختند».

از امام صادق(ع) نقل شده است: «حضرت رسول(ص) با دست خود بر سر حضرت علی(ع) عمامه پيچيدند». ر.ك: علامه مجلسي: حلية المتقين، ص 18

سوم. جايگاه صنفی بسياری از اقشار جامعه، اقتضا مي‏كند كه از ساير اقشار مردم باز شناخته شوند؛ لذا دارای یک نوع لباس مشخص مي‏باشند (مانند نيروهای نظامی و انتظامی و...)؛ دربارۀ روحانيان نيز چنين است. بر اساس روايات متعددی چون « العلماء ورثةالانبياء » ؛« و اما الحوادث الواقعة فارجعوا الي رواة احاديثنا فانهم حجتي عليكم » روحانيان، امانت داران ائمه اطهار(ع) و مرجع دينی، سياسی و اجتماعی مردم مي‏باشند؛ لذا به لباس خاصی نياز دارند مشخص مي‏باشند تا بدين وسيله در جامعه مشخص شوند و مراجعه به آنان در مواقع نياز آسان‏تر باشد.

چهارم. پوشيدن اين لباس، هر چند شأن و منزلتی نسبت به ساير اقشار مردم برای روحانيان ايجاد نمي‏كند؛ ولی موجب تعظيم شعائر الهی مي‏گردد. وجود شخصيت‏های وارسته جامعه كه به عنوان نماد و مظهر علم و تقوا و وارستگی و ارزش‏های اسلامی و ملبس به لباس رسول اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) باشند، از شعائر الهی است و در حفظ و گسترش ارزش‏های الهی و اسلامی در جامعه و تقويت هويت مذهبی، در مقابل تهاجم ارزش‏های بيگانه، بسيار مؤثر است.

ضرورت روحانيت در اسلام

سؤال دربارۀ ضرورت و فلسفه وجودی قشری به نام «روحانيت» مانند سؤال درباره قشرهايی همچون پزشكان، مهندسان و ديگر اقشار جامعه است. بيان اين نكته به توضيحي چند نيازمند است:

يكم. امروزه «دين» مسئله‏ ای پيچيده و بغرنج است؛ چه از نظر اعتقادات و جهان‏بينی و چه از نظر احكام فقهی و چه از بُعد اخلاق و مسائل اجتماعی. بنابراين، از چند جهت وجود روحانيت ضرورت پيدا مي‏كند:

1ـ1. قرآن به عنوان اساس اسلام، به تفسير و بيان مطالب نيازمند است. تفسير قرآن در درجه اول بر عهده شخص رسول خدا (ص) بود. نحل، آيه 44 بعد از نبی اكرم ‏(ص) تفسير قرآن بر عهده جانشينان آن حضرت ـ امامان دوازده‏گانه ـ قرار گرفت و در زمان غيبت نيز بر عهدۀ علما و دانشمندان راستين است كه در حقيقت، پيروان انبياء و جانشينان آنان هستند.

1ـ2. منبع ديگر در معارف اسلامی، احاديثی است كه از نبی اكرم(ص) و ائمه هُدی(ع) به يادگار مانده و نيازمند بيان و تفسير است.

1ـ3. تطبيق احكام و موضوعات، با منابع فقهی، نياز به اجتهاد و تلاش دانشمندان متخصص اين فن دارد.

دوم. بيان و ابلاغ مسائل نيز به افراد آگاه و متخصص اين فن نياز دارد تا به درستی مردم را با معارف دين آشنا سازند. طبيعی است كه حرفه و فن تبليغ، كار هر كسی نيست و هنر ويژه خود را مي‏طلبد.

سوم. در بُعد رهبری عملی نيز بايد افراد شاخص و لايقی باشند كه عملاً در جامعه به اجرای دين بپردازند و با رفتار خويش، ديگران را به سوی اسلام و اهداف قرآن فراخوانند.

چهارم. گه‏گاه افرادی پيدا مي‏شوند و نظرهايی ابراز مي‏كنند كه از حقيقت دين به دور است و اگر جلوی اين انحراف گرفته نشود، چه بسا شكاف عميقی در دين ايجاد گردد و همين امر، موجب فرقه گرايی و هرج و مرج شود. بايد چهره‏ های راستين و صاحبْ نظر در حقايق دينی، وجود داشته باشند تا دين و مكتب را از انحرافات برهانند و وحدت امت و كيان جامعه اسلامی را در اين بُعد، صيانت بخشند. پيامبر اكرم(ص) مي‏فرمايد: « يَحملُ هذا الدين في كلّ قرنٍ عدول يَنفَوْنَ عنه تأويلَ المبطلين و تحريفَ الغالين وانتحالَ الجاهلين »؛ «پيوسته اين دين را در هر قرن و زمانی، افرادی امين و شايسته حافظ و نگاهبان هستند و جلوی تأويلات اهل باطل، و تحريف افراد غلو كننده و تندرو، و نسبت‏های ناروای افراد جاهل را مي‏گيرند». وسائل الشيعة، ج 27، ص 150

پنجم. هر چه زمان به پيش مي‏رود، فكر زاينده و خلاّق بشر به مسائل جديدی دست می‏ بازد و شبهات و سؤال‏هايی دربارۀ معارف دينی پيش می آيد. بنابراين، بايد افراد آگاه و خبره‏ ای باشند كه به شبهات خودی و بيگانه پاسخ دهند و ابهام زدايی كنند.

شش. با پيشرفت زمان، موضوعات متنوع و جديدی نيز پيش می آيد كه در گذشته مطرح نبوده‏ است (مثل چگونگی خواندن نماز و گرفتن روزه در ايستگاه‏های فضايی). در چنين شرايطی، بايد محققان و دانشمندان دينی به استنباط احكام بپردازند و جواب‏گوی نيازها باشند.

هفتم. اديان راستين، هميشه چونان سدی مستحكم در برابر مطامع و منافع سردمداران بشری بوده‏ اند. دين، هميشه حامی مستضعفان بوده و با ستم و اجحاف سر ستيز داشته است. شاهد بارز آن در قرن اخير، لغو قرارداد رويتر (انحصار تنباكو) درپی فتوای ميرزای شيرازی‏(ره) است. طبيعی است كه زمامداران خودكامه، از اين سدی كه در برابر خويش احساس مي‏كنند، دلِ خوشی ندارند و هميشه در صدد شكستن و ويرانی آن برآمده‏ اند. از اين رو، با دسيسه‏ های مختلف، برای پيكار با دين تلاش مي‏كنند و با استهزا و تهمت و تحريف حقايق و جا زدن افراد شيّاد به نام روحانی و رهبران دينی، به خواسته‏ های خود جامه عمل می پوشانند. چه كسی بايد با همه وجود و تمام وقت، در برابر چنين توطئه‏ های گسترده بايستد و از موجوديت دين پاسداری كند؟

قرآن مي‏فرمايد: « لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فيهَا اسْمُ اللّهِ كَثيرًا »؛ «اگر نبود اين سنت خداوندی كه پيوسته جلوی افراد متجاوز به حريم دين و مقدسات، توسط افراد شجاع و پاكباخته گرفته شود، هر معبدی ـ اعم از كليسا و كنيسه و مسجد ـ ويران مي‏گشت و اثری از آنها باقی نمي‏ماند». حج، آية 40 بنابراين، فلسفه وجود روحانيت، در سه بُعد علمی، رفتاری و سياسی خلاصه مي‏شود. در بُعد علمی، اين موارد را بايد در نظر داشت: 1. استنباط احكام به طور كلی؛ 2. ابلاغ و تبليغ معارف دينی به مردم؛ 3. تفسير و تبيين حقايق و معضلات دين؛ 4. استنباط احكام درباره موضوعات جديد؛ 5. شبهه زدايی و جواب‏گويی به پرسش‏ها. در بُعد رفتاری نيز روحانيان، بايد شاخص و الگوی جامعه باشند تا علاوه بر بيان، با رفتار خود نيز حقايق دينی را عينيت و تجسّم ببخشند. در بُعد سياسی نيز در برابر خودكامگی سردمداران سياسی جامعه بايستند و از انهدام و ويرانی دين جلوگيری كنند. اين امر در سايه اقتدار ولايت و مرجعيت و با حمايت مردم تاكنون امكان‏پذير بوده و شاهد بسيار بارز آن، همين انقلاب اسلامی ايران است.

http://www.8pic.ir/images/x7uzmlvg08kfudje72dr.png

مقاله: مانيفست روحانيت
تاريخ ايران تقريبا در تمام ادوار آن به‌ويژه پس از گسترش آيين تشيُّع در كشور گواه حضور مردانی است كه تمام اهتمام خود را صرف دفاع و صيانت از اسلام و ايران نموده‌اند. تقريبا هيچ بعدی از زندگی اجتماعی، فرهنگی و حتی سياسی مردم را نمی توان يافت كه اولاً تاثير آموزه‌های دينی در آن مشهود نباشد و ثانياً برقراری اين ارتباط، تعامل و كنترل را روحانيون برعهده نداشته باشند. كافی است نگاهی به تاريخ معاصر ايران بياندازيم. در واقعه تحريم تنباكو، مشروطه، ملی شدن نفت، قيام پانزدهم خرداد و از همه مهمتر انقلاب اسلامی می توان نقش برجسته و ردپای روحانيت را به‌وضوح مشاهده كرد.

از آنجاكه كاركرد فوق تنها محدود به گذشته نبوده و اين كشور همواره به ايفای نقش روحانيان نيازمند می باشد و همچنين به دليل‌ آنكه پس از پيروزی انقلاب اسلامی و به‌ويژه در سالهای اخير روحانيت شيعه وارد مرحله تعميق و ثبات انديشه مترقی دينی خود شده است، نگاهی دقيق به قوتها، ضعفها و اهداف . . . سازمان روحانيت ايران خواهد توانست ضمن ارائه الگويی مناسب، جامعه ما را در سالهای پيش‌رو از روحانيونی به‌ مراتب‌ آگاه‌تر و هماهنگ‌تر با مقتضيات و نيازها بهره‌مند سازد. علاوه‌براين، تبيين اين موضوع به ارزيابی صحت عملكرد افراد و تشخيص مسئوليتها نيز كمک شايانی نموده و نگاه مردم به روحانيت را از سطح به عمق منتقل می نمايد.

رسالت روحانيت
حراست از ساختارها و مفاهيم دين و تبيين و ترويج آن در سطوح مختلف زندگی فردی و اجتماعی.
اهداف
1ـ ساماندهی و تبيين معارف دينی با در نظر گرفتن مقتضيات زمان و نيازهای نوين
2ـ ترويج و تبليغ پيامهای دين به مخاطبان
3ـ حراست از چارچوب و اصول دين در نظر و عمل و زدودن خرافه‌ها و پيرايه‌های موهوم از آن
4ـ تلاش برای ايجاد زمينه مساعد در راستای تحقق اهداف دين و اقامه شعائر اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی و زمينه‌سازی برای ظهور مهدی موعود(عج) و تحقق حكومت جهانی آن حضرت
5ـ تلاش برای رفع موانع موجود بر سر راه توسعه كمی و كيفی دين در زندگی فردی و اجتماعی.
منابع جهت‌گيری فكری
الف ــ فلسفه و حكمت اسلامی ب ــ فقه پويا و كارا ج ــ اخلاق اسلامی؛ كه البته هرسه اين منابع نيازمند بازپژوهی می باشند.

تعريف روحانی
استفاده از عنوان روحانی برای فرد دارنده رسالت و اهداف مزبور (بر حسب مراتب) بی ارتباط با تفكر و مشی اين فرد نيست. در اين عنوان، همسو با معنای لغوی آن، پرهيز از دنياگرايی و اشتياق به امور معنوی و روحانی در زندگی فردی و اجتماعی شخص دارنده آن، جزء مختصات ذاتی فرد قلمداد می شود كه در صورت ازميان‌رفتن اين خصيصه در يک شخص روحانی (به هر دليل) عملاً فرد مزبور از مسئوليت مقتضی اطلاق اين عنوان خلع می شود. براين‌اساس روحانی فردی است كه در محدوده پيگيری اهداف مورد اشاره حركت و تلاش كرده و دارای ويژگيهای معنوی و اخلاقی برجسته باشد. بايد توجه داشت، قرارگرفتن در كسوت روحانيت، مشمول اعطاء هيچ‌گونه امتياز اجتماعی خاص نمی شود. احترام و علاقه مردم به روحانيان در كشورمان بيش از هرچيز از سه عامل اصلی منشا گرفته است:
در فرهنگ و سنت ايرانيان، احترام و تجليل از علما و دانشمندان وجود دارد و در اين ميان، عالم دين از ارزش خاصی برخوردار است.
پذيرش اين مسئوليت مهم و موثر از ناحيه روحانی، وی را از جايگاه معنوی در نگاه مردم برخوردار می سازد و از آنجا كه خود دين در قلب مردم در جايگاه نخست قرار دارد، مروج و حافظ آن نيز حائز احترام خواهد بود.
خدمات روحانيت جهت رسيدگی به امورمستمندان و ستمديدگان و نيز كوشش جهت رفع تبعيض و فساد در جامعه و حتی ايثار در اين راه، اين مقام را همواره در نگاه مردم دوست داشتنی كرده است.

تعريف سازمان روحانيت
جايگاه والای روحانيت يک صنف يا شغل نيست كه نيازمند اتحاديه صنفی باشد بلكه يک وظيفه است كه بر حسب ضرورت عقلی و شرعی بر دوش افراد داوطلب و علاقمند نهاده شده و از اين جهت جامعه اسلامی مرهون افرادی است كه به نيابت از ساير اعضاء جامعه اين وظيفه مهم را بر دوش می كشند. نبايد اينگونه پنداشت كه قرار گرفتن بخشی از اعضاء جامعه در اين سمت، هرگز به معنی رفع مسئوليت از سايرين در مسير حفظ و ترويج دين نخواهد بود و قرارگرفتن در اين مقام تنها به منزله تمحض، تمركز و ورود تخصصی در اين عرصه خطير تلقی می شود. براين‌اساس بايد گفت: سازمان روحانيت بر فرض وجود خارجی، سازمانی است كه بدون سلب استقلال فكری و عملی از روحانيان، سعی دارد زمينه‌ای را ايجاد كند كه ايشان قادر باشند ماموريت خود را به نحو سازمان‌يافته و به دور از هرگونه تفرقه و ناهماهنگی در تحقق رسالت و اهداف ياد شده انجام دهند.

وظايف سازمان روحانيت
جذب، آموزش و پرورش افراد روحانی در سطوح مختلف و نيز كوشش برای ارتقاء علمی و مهارتی طلاب و فارغ‌ التحصيلان در حوزه‌های مرتبط.
ايجاد هماهنگی و انضباط در حوزه آموزش، پژوهش و تبليغ دين.
شناسايی و معرفی راههای جديد در جهت گسترش كمی و كيفی فعاليت روحانيان.
برقراری ارتباط روشمند ميان روحانيت و حكومت صالح جهت تحقق اهداف و ماموريتها.
ساماندهی و مديريت منابع مالی روحانيت در مسير تحقق رسالت و اهداف.
حمايت و تشويق عناصر كوشا و ممتاز و عزل و معرفی عناصر نامطلوب.

لباس روحانيت:
لباس روحانيت يونيفرمی است برای روحانيون كه در حقيقت، معرف سِمَت و جايگاه فكری و عملی آنها در جامعه می باشد تا شناسايی و دسترسی مردم به ايشان با سهولت بيشتری صورت گيرد. از آن جهت كه از سويی اين لباس شبيه به لباس پيامبر‌اكرم (ص)، ائمه اطهار (ع) و اصحاب صالح (س) و از ديگر سو، دارای ويژگيهای مورد توصيه شرع و اخلاق اسلامی می باشد، در طول تاريخ، همواره از ارزش ويژه‌ای برخوردار بوده و می باشد. البته بديهی است كه صرف پوشيدن اين لباس ارزش خاصی برای فرد دارنده آن ايجاد نخواهد كرد بلكه التزام فرد مزبور به اصول و قواعدٍ مقتضی سِمَت روحانيت، تنها عاملی است كه فرد دارنده لباس و خود لباس را تواماً دارای ارزش می نمايد.

انواع و عرصه‌های فعاليت
پژوهش و پژوهشگری؛ به منظور بازپيرايی ذخاير فكری و نوآوری و گره‌گشايی در قلمرو معارف اسلامی برحسب نيازهای روز.
تبليغ؛ به‌منظور شرح و عرضه مداوم پيام اسلام به مخاطبان و ايجاد زمينه فكری ــ فرهنگی برای تحقق اهداف اسلامی در زندگی فردی و اجتماعی كه امر مهم آموزش و تربيت نيز در اين بخش می گنجد.
رسيدگی و پيگيری امور مستمندان و مظلومان و تلاش جهت رفع نيازها و احقاق حقوق آنها و نيز ايجاد زمينه عدم تسلط كفار و مستكبران بر امور فردی و اجتماعی مسلمين.
ساير امور و سمتهايی كه شرع، فرد دارنده آن را لزوما از ميان دارندگان مختصات يک روحانی با مراتب مقتضی تعيين نموده است؛ مانند: مقام قضاوت.

http://www.8pic.ir/images/ktsvfdh754co8vdioo2o.png

خط‌مشی
در اينجا، خط‌مشی عمدتا شامل سياستها و روشهايی می باشد كه توجه به آنها، فرد روحانی و سازمان روحانيت را در تحقق رسالت خود موفق می دارد:
به كاربستن دائمی ابزارها (فناوری)، روشها و ادبيات نو، موثر و جذاب در جهت تحقق اهداف، به‌ويژه با بهره‌گيری از هنر و ادبيات.
حفظ مداوم استقلال فكری و مادی از حكومت و گروههای مختلف، به‌ويژه ثروتمندان (در امور شخصی و سازمانی).
حضور صميمی، جدی و كاملا حقيقی در ميان و عمق زندگی مردم در سطوح مختلف و شفاف‌سازی زندگی شخصی و منابع مالی، به‌طوری كه روحانيون، پدر، مادر، برادر يا خواهر دلسوز و امينی برای مردم قلمداد گردند.
بازنگری و اصلاح مداوم مسير و روش حركت و ايجاد دايره خودانتقادی.
حفظ وحدت، وفاق و اجتناب از اختلاف و تنش در درون مجموعه روحانيت.

مختصات سازمان روحانيت (فكری و عملی)

برخورداری از اهداف، سياستها و برنامه روشن و كارآمد:
سازمان روحانيت بايد مظهر انضباط و مديريت روشمند باشد. لذا وجود اهداف دقيق، سياستهای روشن و برنامه كارآمد و جامع برای تحقق اهداف از ضروريات محسوب می شود و هرگونه ابهام و آشفتگی در سازمان روحانيت برازنده اين سازمان مهم نخواهد بود.
هماهنگی و انسجام:
فعاليت سازمان روحانيت لزوما بايد با هماهنگی و انسجام منطقی همراه بوده و از هرگونه پراكنده‌كاری، موازی كاری و تداخل اجتناب ‌شود. سازمان روحانيت بايد از جهت اداری كاملا حرفه‌ای و براساس روشها و قواعد روز مديريت و سامان‌دهی گرديده و خود را از شائبه مديريت نامنظم و غيرمنضبط بری سازد. لازمه تحقق اين امر، استفاده از مديرترين و مدبرترين روحانيان در ساماندهی سازمان روحانيت است. با به كار گرفتن چنين عناصری، مسلماً دست‌يابی به اين هدف دشوار نخواهد بود.

استقلال و خودگردانی مالی:
پرواضح است كه افراد روحانی در قبال انجام وظايف خود، هيچ‌گونه مطالبه مادی از مردم ندارند، ضمن آن‌كه دين به‌منظور تامين مايحتاج معيشتی روحانيونی كه تمام وقت خود را صرف تحقق اهداف روحانيت می كنند پيش‌بينی لازم را نموده است. البته، مباحث مربوط به منابع مالی روحانيت از جمله مسائل مهمی می باشد كه همواره مورد توجه صاحب‌نظران بوده است. عدم استفاده از منابع دولتی با اين استدلال كه امكان دارد استقلال فكری و عملی روحانيان را به مخاطره اندازد و همچنين احتمال وابستگی مستقيم اين مروّجان به مردم به‌ويژه عناصر ثروتمند و در نتيجه عدم رعايت حرمت و شان مبلّغ و مروّج دين، به‌گونه‌ای كه فرد روحانی را در امور محتوايی نيز تاثيرپذير نمايد، موجب گرديد تا راهكارهای مقبول و شفاف‌تری اتخاذ شود تا سهم قابل اختصاص به امور سازمان روحانيت و روحانيان از سهم امام(ع) در اختيار ولی فقيه قرار گرفته و برنامه‌ريزیهايی جهت مصرف صحيح آن از سوی اين مقام از طرف پيشكسوتان حوزه دنبال شود. اصولا در زمانی كه ولی فقيه در جامعه عهده‌دار زعامت مسلمين می باشد، طبيعی است كه بايد كليه منابع مالی دينی و يا وابسته به دين، به صورت متمركز در اختيار وی بوده و براساس مصالح كلان مسلمين و سازمان روحانيت بر طبق اصول شرع ساماندهی و مصرف گردد.

ايجاد مسيرهای جديد و رفع ضعفها و كاستيها:
گسترش امور و تنوع و عمق عرصه‌های فعاليت موجب گرديده تا لزوم برخورداری سازمان روحانيت از يک پشتوانه سيستمی و اطلاعاتی به‌عنوان يک نياز مبرم روز‌به‌روز تقويت گردد. شناخت دقيق تحولات حال و آينده، نيازهای روز مخاطب، موانع و ضعف‌ها و . . . مسائلی هستند كه بايد از سوی يک سازمان مشرف و قدرتمند در يک قالب روشمند و سيستماتيک دنبال شود. سازمان روحانيت بايد بدون سلب استقلال فكری از روحانيان، همواره ضمن ارائه اطلاعات مربوط به ضعفها و كاستيها، مسيرهای جديدی را در راستای تحقق اهداف، پيش‌روی آنان قرار دهد.

وارد نشدن به منازعات سياسی روزمره و يا گرايش به جناحهای سياسی، فرهنگی و اقتصادی:
گرچه مشاركت سياسی فعال و حفظ شعائر و اصول دين در امور سياسی و اقتصادی كشور جزء اهداف و وظايف روحانيان شمرده شده است، با اين همه قرارگرفتن روحانيت در گروهها و جناحهای سياسی، فرهنگی و اقتصادی و يا جانبداری از آنها در جهت دسترسی به منافع خاص، با هر توجيهی، بسيار خطرساز و مشكل‌آفرين است. لذا روحانيت بايد ضمن پيروی از ولايت‌فقيه، با در پيش‌گرفتن يک حركت مستقل و آزاد، در كنار فراهم نمودن زمينه مشاركت سياسی مردم و آبادانی كشور، خود نيز مانند ساير شهروندان در اين امور مشاركت نمايد. براين‌اساس ورود برخی عناصر روحانی در امور جناحی بايد به منزله ورود شخصی آنها قلمداد شود نه مجموعه روحانيان يا سازمان روحانيت.

مختصات فردی روحانی: (فكری و عملی)

1ـ ايمان و تقوا:
بدون شک كسی كه به‌عنوان يک روحانی مسئوليت می پذيرد، ضمن برخورداری از مرتبه مناسبی از ايمان، بايد ظاهراً و باطناً تقوای اسلامی را مبنای نظر و رفتار خود قرار دهد؛ چنان‌كه قرآن‌كريم می فرمايد: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم» يعنی ايمان و تقوای عملی يک روحانی بايد موجبات رشد جامعه را فراهم نمايد. همان‌طور كه پيشتر اشاره شد، سازمان بايد به‌گونه‌ای باشد كه چنانچه يک روحانی از مسير تقوا و اخلاق خارج گرديد، خودبه‌خود از مقام خود عزل ‌گردد و صلاحيت وی برای انجام اين ماموريت خطير منتفی ‌شود.

2ـ علم و تخصص:
يک روحانی بر حسب عرصه و مرتبه فعاليت خود بايد از دانش و تخصص كافی برخوردار باشد و چنانچه خلاف اين باشد، مسلما امكان انجام‌وظيفه، عملا از او سلب گرديده و در نتيجه نقض غرض خواهد شد. يک فرد روحانی بايد در هر موضوعی كه وارد می شود از اطلاعات و اشراف كافی برخوردار باشد؛ لذا اهتمام به تحصيل با كيفيت مطلوب و در مقاطع عالی و نيز دغدغه‌مندی جهت ارتقاء دائم دانش و مهارت از ضروريات قرارگرفتن در اين كسوت می باشد. برای نمونه، يادگيری مهارتهای خاص، آشنايی با دانش و فناوری جديد و آشنايی با مجموعه تحولات جهانی در كنار معارف اسلامی بسيار حائز اهميت می باشد. از آنجا كه عرصه فعاليت دينی، چه در محتوا و چه در عمل، بسيار وسيع و متنوع است، طبعاً يک روحانی نمی تواند مدعی تخصص در تمامی حوزه‌ها باشد. لذا معقول آن است كه هر روحانی متناسب با ظرفيت و استعداد شخصی و ضرورتها، عرصه و موضوع مشخصی را برای فعاليت خود انتخاب نموده و در آن زمينه از جهت علمی و مهارتی، صاحب تخصص ‌گردد و در صورت تامين شرايط، طبعا جامعه نيز انتظارات خود را از يك روحانی به تناسب تخصص او تعديل خواهد نمود.
از جمله ساير موارد مرتبط با علم و تخصص، ضرورت آشنايی روحانی با آداب و رسوم اقوام مختلف كشور و ساير كشورهای حوزه ماموريتی خود می باشد. پرواضح است كه مخاطبان روحانيون از اين حيث تفاوتهای قابل‌توجهی از يكديگر دارند. لذا حتی حوزه فيزيكی ماموريت هر روحانی نيز بايد ترجيحا با وابستگی قومی خود وی هماهنگ باشد تا زمينه اثرگذاری وی دوچندان گردد؛ به‌عنوان‌مثال، اشتغال يک روحانی از جنوب كشور در شمال يا بالعكس، به‌دليل فاصله آن روحاني با فرهنگ، آداب و زبان آن منطقه از ميزان تاثيرگذاری وی خواهد كاست و حتی بعضا به عامل ناكارآمدی روحانی در آن منطقه تبديل می گردد.

3ـ اشتياق، انگيزه و خلوص:
فردی كه داوطلب پذيرش اين مسئوليت خطير می شود، بديهی است كه آزادانه و با بينش كافی راه خود را انتخاب كرده و بر مشكلات و پيچيدگيهای اين راه واقف است. روحانيان هيچ منّتی بر مردم به خاطر پذيرش اين مسئوليت ندارند و چنانچه اشاره شد، وظيفه شرعی و نياز ضروری جامعه از سويی و نيز اشتياق و علاقه آنها به دين و مردم موجب گرديده تا روحانيون با يک انگيزه ارزشمند و خالصانه و بدون هرگونه تزوير و ريا در اين عرصه قدم گذارند.

4ـ شجاعت:
حق‌گرايی و خدمت در مسير دين، همواره با مخالفت اهل باطل، افراد نادان و مستكبران مواجه بوده است. هر نوع تسليم، معامله يا عقب‌نشينی، روحانی را از مسير واقعی خود خارج نموده و نقض غرض محسوب می شود. كسی كه در كسوت روحانی است با آگاهی از خطرات بالقوه و بالفعل، شجاعانه بر اقامه اصول و شعائر دين پافشاری می نمايد. همچنين ترديدی نيست كه افشاكردن حق و رفع تصورات موهن از ساحت دين، كه ممكن است همواره با مقاومت مقدس‌مآبان جاهل همراه باشد، نيازمند شجاعت است.

5ـ صبر و استقامت:
تحقق اهداف يادشده، بدون شرح‌صدر، صبر و استقامت امكان‌پذير نخواهد بود و لذا اسوه‌ قراردادن پيامبراكرم(ص) و صبر و استقامت در برابر ناملايمات و مشكلاتی كه در اين راه متوجه يک روحانی و حتی خانواده وی می باشد، كاملا ضروری است. در طول تاريخ اسلام نيز همواره روحانيان، فداكارانه و با بذل جان و مال خود، از اصول و مرزهای دين حراست كرده‌اند.

6ـ حسن خلق و معاشرت:
يک روحانی بايد در تمامی عرصه‌های فعاليت دارای حسن‌خلق و رفتار در ميان مردم باشد، به‌گونه‌ای كه اعضای جامعه او را الگوی واقعی خود در زندگی قلمداد ‌كنند. در حقيقت روحانيانی كه از قدرت كافی در جذب مردم و نيز برقراری ارتباط دوسويه و فعال با آنها برخوردار نبوده و يا مشهور به برخی رذائل اخلاقی می باشند در پيشبرد اهداف روحانيت ناكام مانده و به حركت مجموعه روحانيان و سازمان روحانيت آسيبهای فراوانی وارد می سازند. لذا يكی از ضرورتهای مقدماتی برای برعهده‌گرفتن اين مسئوليت، تمرين برخورداری از حسن خلق و معاشرت در مواجهه با مردم خواهد بود. صداقت و يكرنگی، تواضع و فروتنی، تعادل، وقار، محبت‌ورزی، رعايت قانون، انضباط فردی، نظافت، ورزش و سلامتی، اهتمام به داشتن ظاهر و پوشش مناسب و زيبا و . . . ــ بطوری كه مردم در سطوح مختلف از هم‌نشينی و مصاحبت با او لذت ببرند ــ از جمله مصاديق حْسن‌خلق و معاشرت شمرده می شود. بايد توجه داشت كه بيان، رفتار و ظاهر يک روحانی نبايد با ساير مردم هيچ تفاوتی داشته باشد و اگر احياناً تفاوتی مشاهده شود، بايد صرفا در مسير رعايت موازين شرعی و نيز ادبی كه قرارگرفتن در كسوت روحانی آن را اقتضا می كند باشد. همچنين روحانيان هيچ‌ نيازی به ناميده شدن با القاب و اوصاف متملقانه و گاه عجيب ندارند و استفاده يا عدم استفاده اين القاب از سوی مردم، هيچ تاثيری در حركت روحانيان نخواهد داشت. بديهی است گسترش به كاربردن عناوين و اوصاف زائد از سوی افراد در مورد روحانيون، لزوما برای روحانيت خيرخواهانه تلقی نخواهد شد.

7ـ هوش و تيزبيني:
يک روحانی در راهی قدم می گذارد كه بدخواهان و دشمنان دين همواره به دنبال فريب او، وارونه‌سازی واقعيتها و نيز منحرف‌ساختن وی از مسير اصلی می باشند. ازسوی ديگر، لازمه تحقق اهداف يادشده، جامع‌بينی، آينده‌نگری، عمق‌نگری و درک به‌موقع حواشی و مقتضيات می باشد؛ لذا برخورداری از هوش و تيزبينی لازمه فعاليت يک روحانی می باشد. يک روحانی بايد همواره مصالح كلان اسلام و جامعه اسلامی را در بيان و رفتار خود در نظر داشته باشد كه اين امر نيز بدون وجود و تقويت يک هوشياری يا تيزبينی در وی ميسور نخواهد بود.

8ـ خوش‌بينی، روشن‌انديشی و گريز از تحجر:
در كار تربيتی، يک معلم همواره به شاگردان خود با نهايت خوش‌بينی نگاه می كند؛ برای مثال، در محيط يک كلاس هيچ‌ يک از شاگردان نبايد از دايره عنايت معلم خارج شوند يا برخی افراد مورد غفلت قرار گيرند. داشتن عينک بدبينی نسبت به بخشی از مردم و يا اعتقاد به اصلاح‌ناپذيری برخی طيفها، يک روحانی را در كار خود ناموفق خواهد ساخت. صرف‌نظر از كسانی كه زودتر جذب دين شده و در دين خود ثابت‌قدم می مانند، يكی از دلمشغولی های فرد روحانی بايد پرداختن به افرادی باشد كه به هر دليل امكان جذب آنها تاكنون فراهم نشده يا در ذهن آنها شبهات و سوءبرداشتهايی درباره دين رسوخ كرده است. لذا روحانی بايد از قدرت برقراری ارتباط با تمامی قشرهای جامعه و تاثيرگذاری بر روی آنها برخوردار باشد. همچنين، داشتن ذهنی باز، متحرک، پيشرو، نوگرا و نوآور برای يک روحانی بسيار ضروری است و منشاء تاثيرات فراوان خواهد بود. بدون شک يک روحانی بايد همواره با حفظ اصول، از هرگونه نوگرايی و نوآوری استقبال نموده و خود نيز خلاّق و نوآور ‌باشد.

9ـ ثبات قدم:
عدم ثبات در مسائل فردی، اجتماعی و سياسی و نيز تاثيرپذيری از افراد و جريانها، همچنين تغيير مداوم رای و رفتار، در صورتی كه بدون انگيزه تكامل صورت بگيرد، باعث سلب اطمينان مردم از روحانی خواهد بود؛ لذا لازم است كه يک روحانی در مسائل، بی آنكه دچار تصلب و تحجر شود، از ثبات قدم و رای برخوردار باشد.

10ـ انتقادپذيری:
انتقادپذيری از صفات برجسته‌ای است كه فرد برخوردار را عملا در مرتبه‌ای موفق‌تر از ديگران قرار می دهد. يک روحانی موفق هرگز با ايجاد ابهت كاذب، ميان خود و ديگران خط‌كشی ننموده و باب نصيحت و نقد را از سوی مردم برخود نمی بندد. بلكه با استقبال از نقد و نصيحت، اين امر را زمينه‌ساز رشد و ترقی خود قرار می دهد.

11ـ روحيه مشورت و همكاری:
در اموری كه روحانيان متكفل آن می شوند، ايجاد فضای مشاركت جمعی و نيز استفاده از مشورت مردم به‌ويژه افراد صاحب‌رای و ديدگاه، بسيار ضروری و كارساز است. حركتهای فردی و مستقل از همكاريهای مردمی معمولاً با موفقيت همراه نيست. چنانكه اشاره شد، مسئوليتی كه روحانی برعهده دارد، از ساير مردم سلب مسئوليت نمی كند و لذا لازم است كه افراد روحانی از پتانسيل فكری و عملی همه مردم در مشاغل مختلف برای تحقق اهداف ياد‌شده حداكثر بهره‌برداری را به عمل آورند. البته در تشخيص بسياری از موضوعات، استفاده از گروههای متخصص اجتناب‌ناپذير می باشد؛ چراكه در بسياری از عرصه‌ها، روحانی بيانگر حكم شرعی است نه مبين موضوع و يا انطباق‌گر حكم با موضوع.

12ـ روحيه عدالت‌گرايی و ظلم‌ستيزی:
داشتن روحيه عدالت‌گرايی و ظلم‌ستيزی در ميان روحانيان، در طول تاريخ آنان را به پناهگاه و ملجاء مستضعفين و مستمندان مبدل ساخته است. ايستادگی و مقابله در برابر تبعيض و ظلم و نيز تلاش برای گسترش عدالت در جامعه يكی از مختصاتی است كه روحانيان از آن برخوردارند. وجود روحيه بی تفاوتی و بی حسی نسبت به تفكر و مصاديق ظلم و ستم در جامعه، قطعا روحانی را به عنصر فاقد صلاحيت تبديل خواهد كرد. چراكه فرياد يک روحانی در برابر ظلم هيچ‌گاه خاموش نخواهد شد.

13ـ ساده‌زيستی و قناعت:
بر فرض اينكه يک روحانی از طريق اشتغال به تجارت و به صورتی كاملا صحيح و قانونی از ثروت زيادی برخوردار شده باشد، بايد توجه داشت كه اقتضای قرارگرفتن در كسوت روحانيت، ساده‌زيستی و قناعت است. تجمل‌گرايی، اسراف و دل‌بستن به دنيا از جمله معضلاتی است كه يک روحانی و سازمان روحانيت را همواره تهديد می كند. البته، طبيعی است يک روحانی نيز مانند ساير مردم بايد از حداقل رفاه برخوردار باشد؛ چراكه فقر يک روحانی به حال روحانيت و جامعه بسيار مضر بوده و روحانی را در انجام وظايف خود با مانع و شكست مواجه خواهد ساخت؛ البته قرار گرفتن دائمی روحانی در طبقه ثروتمند، او را عملا از كسوت روحانيت خارج می سازد. ازديگرسو، ساده‌زيستی و قناعت روحانی، موجب می شود چشم طمع مستكبران به وی كور شده و باب هرگونه سوءاستفاده از روحانيان بسته بماند.

http://www.8pic.ir/images/x7uzmlvg08kfudje72dr.png

14ـ اهتمام خاص به امور خانواده:
گرچه اين ويژگی را در ساير خصايص يک روحانی نيز می توان ادغام كرد، اما به جهت اهميتی كه دارد، به صورت مستقل ذكر می گردد. همسر و فرزندان يک روحانی نزديکترين افراد به وی محسوب می شوند و طبعا يک روحانی در اولين گام نسبت به رشد و تربيت دينی و اخلاقی آنها اهتمام داشته و به هيچ‌وجه از امور فكری و فرهنگی آنها غافل نخواهد بود. طبعاً خانواده روحانی در كنار خود او الگوی مهمی برای جامعه قلمداد می شوند.

15ـ شادابی و طراوت:
يک روحانی بايد در زندگی و كار خود فعال، شاداب، باطراوت و پرنشاط بوده و از هرگونه رخوت، كسالت و ياس به‌دور باشد. يک فرد بايد تلاشگر و همواره اميدوار بوده و توجه به اصل حيات‌بخش انتظار فرج، بايد در بطن زندگی فردی و اجتماعی او نمايان باشد و بيش از آن‌كه در كارها به نتيجه فكر كند، بايد به وظيفه بينديشد.

سخن آخر
بدون شک در شرايط فعلی، روحانيت شيعه در يک موقعيت استثنايی قرار گرفته و به نظر می رسد فرصتهای موجود و پيش‌رو قابل‌توجه‌تر از تهديدات می باشد؛ بدين‌معنا كه پيروزی انقلاب اسلامي از يک سو و رويكرد جهاني به اسلام از ديگر سو، زمينه تحقق اهداف اسلام را فراهم كرده است. لذا پاسخگويی به تازه‌ترين مسائل و پرسشهايی كه تحولات سريع حوزه دانش و فناوری نيز بيش‌از پيش بر دامنه آن افزوده است، به‌علاوه كمک به توسعه جهانی اسلام حقيقی با شعار منطق و صلح از مهم‌ترين وظايف كنونی روحانيت قلمداد می شود. در چنين موقعيتی هرگونه كوتاهی و تاخير از سوی روحانيون غيرقابل توجيه و جبران‌ناپذير خواهد بود. از زاويه ديگر، در‌حال‌حاضر اثبات تجربه موفق انقلاب اسلامی در تاسيس جمهوری اسلامی ايران با رهبری روحانيت، مساعدت‌ بخش‌ترين عنصر برای تثبيت انديشه دينی در كشور و نيز توسعه قلمرو جهانی اسلام قلمداد خواهد شد.

پی نوشت‌ها

ـ عضو هيات علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی.
ـ سازمان روحانيت بايد در جذب افراد به‌عنوان طلبه حداكثر دقت را معمول نمايد. ورود افراد فاقد استعداد، انگيزه و كارايی، حركت روحانيت را با اختلالات جدی مواجه خواهد ساخت.
ـ استفاده از لباس روحانيت بايد براساس ضوابط خاص ميسور بوده و هرگونه سوءاستفاده از آن از سوی افراد فاقد صلاحيت، قابل پيگرد و جبران باشد.
ـ شهيد مطهری، ده‌گفتار، ص305: «[بودجه روحانيت] راه اصلاحش منحصرا سازمان‌دادن به اين بودجه است از راه ايجاد صندوق مشترک و دفتر و حساب و بيلان . . . .»
ـ شهيد مطهری، همان: «چرا بيكاره و علف هرزه در محيط مقدس روحانی زياد است به‌طوری كه يک زعيم روحانی مجبور است برای آب دادن يک گل، خارها و علف هرزه‌ها را آب بدهد؟ چرا در محيط روحانی ما سكوت و مسكون و مرده‌ وشی بر منطق و تحرک و زنده‌صفتی ترجيح دارد؟ . . . چرا برنامه تعليمات طلاب و محصلين علوم دينی مطابق احتياجات روز تنظيم نمی شود؟ چرا روحانيون ما به جای آن‌كه پيشرو و پيشتاز و هادی قافله اجتماع باشند از دنبال قافله حركت مي‌كنند؟»
ـ كلينی، كافی، ج2، ص78، ح9و14
ـ امام‌ خمينی(ره)، منشور روحانيت: «مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد . . . .»
ـ امام‌ خمينی(ره)، منشور روحانيت: «امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مابی چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام می زنند كه گويی وظيفه‌ای غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس‌نمايان احمق در حوزه‌های علميه كم نيست، طلاب عزيز لحظه‌ای از فكر اين مارهای خوش‌خط‌وخال كوتاهی نكنند.»
ـ امام‌ خمينی(ره)، منشور روحانيت: «آنان [روحانيان] در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دينی و ميهنی خود مرارتها و تلخيهايی متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم‌زبانها، شهدای گرانقدری را به پيشگاه مقدس حق‌ تقديم نموده‌اند. . . .»
ـ امام‌ خمينی(ره)، منشور روحانيت: «يک مجتهد بايد زيركی و هوش و فراست هدايت يک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غيراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی كه در خور شان مجتهد است واقعا مدير و مدبر باشد.»
ـ وجود نوعی كلان‌نگری با انگيزه رعايت مصالح و مقتضيات عمده جامعه عظيم اسلامی در جهان، از ضرورتهای شايان توجه در اين موقعيت حساس قلمداد می شود. در حالی كه امروز جهان اسلام از هر طرف در معرض تهاجم و فشار استكبار جهانی قرار دارد، بيش از هر زمان رعايت اين مصالح اهميت دارد. از جمله اين موارد التزام به وحدت اسلامی و اجتناب از بيان و رفتار تفرقه‌افكنانه ميان مذاهب مختلف در جهان اسلام می باشد.
ـ روحانيت بايد تمام تلاش خود را در جهت جذب افراد خوش‌ذات به اسلام ــ برحسب مراتب مختلف ــ در تمام نقاط جهان مصروف دارد و هر ميزان موفقيت در اين مسير را به فال نيک بگيرد. نبايد افراد به صرف تفاوت در ظاهر يا تفكر از دايره عنايت روحانی خارج شوند. لذا هنر روحانيت بايد در جذب عناصر گريزان از دين تعريف شود.
ـ امام‌ خمينی(ره)، منشور روحانيت: «صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه‌گاه محرومان بوده است.»
ـ امام‌ ‌خمينی(ره)، منشور روحانيت: «علماء اصيل اسلام هرگز زيربار سرمايه‌داران و پول‌پرستان و خوانين نرفته‌اند و همواره اين شرافت را برای خود حفظ كرده‌اند . . . .»

نویسنده : | تاریخ ارسال: سه شنبه 01 مهر 1393 ساعت: 6:46قبل از ظهر |تعداد بازدید : 135
دیدگاههای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
  • موضوعات CATEGORIES2

  • مطالب پر بازدید Viewed Articles

    پست ثابت بازدید : 2345
  • خبرنامه MailForm


  • آرشیو ماهانه Monthly Archive

  • صفحات اضافی Static Pages

  • لیست کاربران Users List

  • پیوندها Links

  • پیوندهای روزانه Link Dump

  • اعضای آنلاین Online Users